هر حروفی حکایت از سخنی است،خواستم هر حروفی رو برای خودم معنا کنم که متاسفانه
نتونستم معنایی برای حروف ژ بنویسم خوشحال می شم برای کامل شدن این مطلب کمکم کنید.
بنام آن مهربانی که الف را به معنای آسمان، ب را به معنای باران سرد که از گونه های ما
جاری می شود پ را به معنای پرهای شکسته ، ت به معنای تارهای گیتار که با هر صدایش
تپش قلبهایمان را به صدا در می آورد ، ث آن را به معنای ثروتی که عشق را از یاد برده ، ج
را به معنای جاده های بی انتها ، چ به معنای چمدانهای بستهً غبار خورده درگوشهً اتاق ، ح به
معنای حسرتی است میان من و تو برای دیدار ، خ به معنای خنجری که به قلبمان فرو کردند ، د
به معنای دلهایی که دلسوزتر از دلدادگانند ، ذ به معنای ذاتی است میان همهً انسانها که من و او
، تووآن را به آتش جدایی انداخته است ، ر به معنای رفاقت چند سال میان من و او که دگر
پایدار نیست ، ز به معنای زخم دل همهً ماها که شکافی برداشته ، ژبه معنای ..... س به معنای
ساعتی که دگر به عقب بر نخواهد گشت تا ما باردیگر به آن روزهای خوش باهم بودن برگردیم
، ش به معنای آبشاری که همانند اشکهایمان برای یک لحظه از حرکت بازنخواهد ایستاد ، ص
به معنای صبرمان که دگر لبریز شده است ، ض به معنای ضربه .... ط به معنای طوطی
سخن گو که گذشته مان را برای همهگان بازگو خواهد کرد، ظ به معنای ظلمی است که به ما
کردند و از یاد نخواهیم برد، ع به معنای عاقبت ، که روزی فرا خواهد رسید و ظلمها را تلافی
خواهد کرد ، غ به غیرتت که به خاطرم هیچ نکرد، ف به معنای فانوسی که خاموش شده است
و تا ابد خاموش خواهد ماند، ق به معنای قسم به عشق پاکمان ، ک به معنای کلیدی که لبهایمان
را برای دفاع کردن از عشقمان قفل کرده است ، گ به معنای گل سرخی که به من داده ایی و
گفتی عشق آتشین مرا بپذیر ، ل به معنای لبهای بسته که دیگرتاب سخن گفتن ندارد ، م به
معنای مرگ که دگر فرا رسیده است ، ن به معنای اشکی که دگر نای افتادن ندارد ، و ب به
معنای وداع برای آخرین بار ، و در پایان ه و ی را اینچنین معنا می کنم ه به معنای به یاد همهً
دلهای سوخته و همهً قلبهای شکسته که مرا وا داشته تا این واج ها را معنا کنم و بر این صفحهً
سرد بنگارم و در کلام آخر ی را به معنای یاسهای کبودی که عطرهای جدایی را بر همه جا پخش
کرده است و معنای تلخ جدایی را می دهد.